Monday, January 4, 2016

تحريم انتخابات، چرا؟

 صورت مساله
بعضا توسط افرادي كه در كينه و نفرت آنها نسبت حكومت آخوندي ترديدي وجود ندارند و شعار آنها چيزي جز «مرگ بر اصل ولايت فقيه» نمي باشد؛ اين سوال مطرح مي شود كه در اين انتخابات آيا بهتر نيست كه ما شركت كرده و بين «بد» و «بدتر» بد را انتخاب كنيم؟ بين «سگ زرد» كه طبعا برادر «شغال» است؛ به سگ زرد راي بدهيم؟ يا بعضا مطرح مي شود كه بهتر نيست،  به همين «اصلاح طلبان» قلابي راي بدهيم و آن‌ها را در برابر خامنه اي تقويت كنيم! 
انواع سوالات يا نظرات ديگري نيز طرح مي شود كه برآيند همه آنها اين است كه با هر ميزان ضديت و تنفري كه از اين نظام وجود دارد؛ بين دو جناح و باندهاي اين نظام، بالاخره يك «فرقي» وجود دارد؛ يكي بد و ديگري بدتر است؛ يكي جاني و ديگري جاني تر است و. . . لذا بهتر است در انتخابات شركت كرده و به نفع باند رفسنجاني ـ روحاني بر عليه ولي فقيه «راي» بدهيم و به اين وسيله خامنه اي را باز هم ضعيف تر كنيم.
نمايندگان در اين نظام چه كساني هستند؟
براي پاسخ به سوالات فوق، ضروري است كه مقداري به خصوصيات هر  نماينده كه وارد مجلس مي شود؛ توجه كنيم: 
1.   قانون اساسي در شروط نمايندگان نوشته است: نماينده بايد «اعتقاد و التزام عملی به نظام جمهوری اسلامی ایران و قانون اساسی آن و اعتقاد و التزام عملی به اسلام و اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه داشته» باشد. 
2.   اين اعتقاد مي بايست توسط چندين لايه چك و تاييد شود و قانون اساسي در اين باره مي گويد: «پس از هیئت‌های اجرایی نوبت به شورای نگهبان می‌رسد که به تایید صلاحیت داوطلبین شرکت در انتخابات مجلس بپردازد. در صورتی که شورای نگهبان نیز صلاحیت (اعتقاد قلبي به ولايت فقيه)  داوطلبی را تایید کرد وی می‌تواند در انتخابات شرکت کند». 
3.   بعد هم يك قسمت نانوشته در قانون اساسي وجود دارد و اينكه از ميان همين نمايندگان قسم خورده براي حفظ نظام ولايت، كساني عملا وارد مجلس مي شوند كه در نهايت مهندسي شده اند؛ يعني انتخابي براي مردم وجود ندارد؛ يعني ته خط، از ميان خائنين به مردم و ملت كه چندين بار هم الك و فيلتر شده اند؛ آن دسته از جنايتكاراني وارد مجلس مي شوند كه توسط مهندسي نظام «منتخب» شده اند! 
هدف از برگزاري انتخابات در نظام آخوندي
در درون و بيرون نظام بر كسي پوشيده نيست كه رابطه نظام آخوندي با مردم و انتخابات مردمي، رابطه بين جن و بسم الله است؛ پس اين نظام با چه «هدفي» انتخابات برگزار مي كند؟
1.   اين نظام چون مشروعيت مردمي ندارد، در عرصه بين المللي و منطقه اي براي نشان دادن اينكه داراي «مشروعيت» است؛ بشدت «محتاج» حضور و راي مردم در پاي صندوق‌ها مي باشد. خامنه اي نمي خواهد كه در پايان انتخابات مانند دور قبل چنين عباراتي را بشنود: «اعتصاب در صندوقهای رأی و انفعال جوانان - فيگارو » , «سرانجام يک کارزار انتخاباتي کساد و بي‌رمق و بدون آنکه شور و اشتياقي در عامه مردم برانگيزد، به پايان مي رسد- لوموند». 
2.   اين نظام همچنين براي استمرار سركوب در عرصه داخلي ايران نيز دقيقا «نيازمند» اين است كه بگويد؛ من «منتخب» مردم هستم؛ پس هركس كه بر عليه من دست به اعتراض مي زند، بر عليه راي مردم ايران دست به اعتراض زده است؛ پس مستحق مجازات است. 
3.   در شرايط كنوني، كليت نظام به ويژه بعد از جام زهر و شكست‌هاي پياپي در صدور تروريسم در سوريه، عراق و يمن. . . در ضعيف ترين و شكننده ترين نقطه خود قرار دارد و قبل ازهر كس خود سران اين نظام با بكار بردن عبارتهاي مختلف مانند: «در پيچ خطرناك» هستيم - خامنهاي , در «گردنه هستيم»- لاريجاني , در «دوران گذار و انتقال» هستيم - ظريف , با «فتنه چهارم» روبرو هستيم- جعفري , و. . . بشدت به دنبال راي مردم و نمايش انتخابات هستند. 
4.   صورت مساله اصلي در اين انتخابات، پاسخ به بحران «بقاست» يعني اينكه چطور مي شود نظام را حفظ كرد؛ يعني هر دو باند نظام با هر شعر و شعار يا شكلك و شمايلي هم كه در بياورند؛ فقط و فقط مي خواهند «نظام ولايت فقيه» را حفظ كنند و لا غير! رفسنجاني مي گويد؛ «اين انتخابات يكي از سرنوشت ساز ترين (انتخابات)  در تاريخ نظام است. . . و شرايط اجراي (انتخابات)  بايد به صورتي باشد كه اميد مردم را تقويت و جامعه را براي خلق يك حماسه سياسي ديگر تشويق كند» يعني به زبان خيلي روشن مي گويد؛ «مشروعيت» نظام به نقطه صفر رسيده است؛ اگر مي خواهيم نظام را حفظ كنيم، بايد با هر ترفتد و دوز و كلك؛ و با هر شعر و شعاري هم كه شده يك بار ديگر بايد ملت را رنگ كنيم و آن‌ها را پاي صندوق انتخابات بياوريم. خامنه اي نيز كه زير ضرب شكست‌هاي استراتژيكي و ضربات پي در پي بعد از زهرخوران اتمي است و ديگر پشمي به كلاهش باقي نمانده است؛ بشدت به نمايش انتخابات نياز دارد چرا كه جمعبندي اطلاعات سپاه از وضعيت مردم نشان مي دهد كه ديگر مشروعيتي براي اين نظام در بين مردم باقي نمانده است. 
5.   بنابراين هدف نظام از برگزاري اين انتخابات: 
-   در كليت نظام آخوندي مي خواهد به طرف حساب‌هاي بين المللي‌اش بگويد؛ «مردم ايران همچنان در صحنه هستند و اين نشان «مشروعيت» نظام است و آن را به عنوان يك رفراندوم «آري» به خودش معرفي كند و اينكه گفته مي شود كه ما در خطر سقوط و در نقطه كانوني تنفر عمومي مردم قرار داريم؛ غير واقعي است! 
-   طبعا زير چتر حفظ نظام و با حفظ مرز سرخ قيام و اينكه ته خط چيزي نصيب مردم و مقاومت ايران نشود، هر باند اهداف و «منافع» خاص خودشان را از اين انتخابات دنبال مي كند؛ با اين تفاوت كه اين بار دعوا در گام نخست نه بر سر تقسيم قدرت بلكه برسر تصاحب هژموني است, دعواي دو باند، بر سر دو خط و استراتژي به كلي متفاوت براي حفظ و بقاي اين نظام است, رفسنجاني كه خود را دايه مهربان تر از مادر براي نظام ولايت مي داند مي گويد كه تمام ذخاير استراتژيك نظام ته كشيده است، بايد براي حفظ نظام دست به دامان غرب شويم؛ و در اين مسير جام‌هاي زهر را يكي بعد از ديگري بايد نوش كنيم و باند خامنه اي مي گويد كه خير، آنقدر زهر مي خوريم كه راه نفس ما باز شود ولي همچنان در داخل بر طبل سركوب و بازهم سركوب و صدور تروريسم در منطقه و خارج مي كوبد. 
آشنايي با چند تعريف
از آن جايي كه صحبت بر سر تحريم انتخابات است؛ بهتر است كه مقداري با معني تحريم انتخابات به لحاظ فني بيشتر آشنا شويم:
1.   در تعريف «تحريم» در فرهنگ لغات سياسي آمده است؛ «تحریم انتخابات مردود دانستن شرکت در انتخابات توسط گروهی از رأی‌دهندگان است که هر یک از آنان از رأی دادن خودداری می‌کنند». . . . «در نظام‌هایی که شرکت کردن در انتخابات اجباری است، تحریم می‌تواند نوعی نافرمانی مدنی تلقی شود». 
2.   همچنين در تعريف «انتخابات نمايشي» آمده است: «یک انتخابات نمایشی، (Show election)  که به عنوان انتخابات ساختگی یا انتخابات مهر لاستیکی، نیز شناخته می شود انتخاباتی است که مطلقا برای نمایش بوده و خالی از هر گونه هدف مشخص سیاسی است. انتخابات نمایشی در رژیم های دیکتاتوری بسیار مرسوم است برای این که تبلیغ نماید هنوز مشروعیت عمومی دارد». 
3.   دانشنامه بریتانیکا در معني تقلب انتخاباتي، هنگامي كه به صورت سراسري و دولتي انجام مي شود؛ نوشته است: «در انتخابات‌های سراسری تقلب انتخاباتی موفقیت‌آمیز شبیه یک کودتا یا تباهی مردم‌سالاری است. . . و این می‌تواند نابودی دمکراسی و پایه‌گذاری دیکتاتوری را رقم زند. ». 
4.   پس همانگونه كه از تعاريف فوق بر مي آيد؛ تحريم انتخابات، پاسخ يك ملت به يك انتخابات نمايشي است و اجازه نمي دهد كه با راي آنها «مشروعيت» كسب كرده؛ سپس به صورت مشروع به جنايتشان بر عليه يك ملت ادامه بدهند.
نياز سران نظام براي شركت مردم در انتخابات
به رغم اينكه سرتاپاي اين نظام سر سوزني براي  «راي» مردم ارزشي قائل نيست و آن را به پشيزي نمي خرد؛ ولي آنها محتاج «راي» مردم هستند و آن را طلب مي كنند:
-   خامنه اي: «سعي مي‌كنند انتخابات را بي‌رونق كنند. . . تا شايد حضور مردم بي‌انگيزه و كم رنگ شود . . . حضور مردم است كه به نظام اسلامي و به كشور عزيز ما مصونيت مي‌بخشد » 
-   خامنه اي: «توصيه اول من حضور پرشور پاي صندوق رأي است، ممكن است بعضي به دليلي نخواهند از نظام اسلامي حمايت كنند، اما از كشورشان كه مي‌خواهند حمايت كنند. همه بايد بيايند». 
-   آخوند مصباح يزدي: «انداختن يك رأي اشتباه در صندوق كه به ضرر اسلام و نظام اسلامي تمام مي‌شود گناهش سخت‌است همان طوري كه گناه عالم از جاهل بدتر و سخت‌تر بوده و عذاب آن 70برابر افراد معمولي است»
-   آخوندهاي نظام: «رأي دادن مانند نماز صبح واجب است »، «کسي كه در انتخابات شرکت نکند جهنم رفتنش قطعي است» 
ضرورت تحريم انتخابات
حال با اشراف به اهدافي كه نظام از برگزاري انتخابات دارد، وظيفه هر انسان ازاده ايراني در قبال اين انتخابات مشخص مي شود و آن هم «تحريم انتخابات» است. 
-   اگر نظام محتاج راي هر يك نفر ايراني براي نمايش «مشروعيت» است , اگر نظام مي خواهد به اعتبار راي مردم؛ آن را به مثابه رفراندومي براي محبوبيت خود جا بزند؛ پس ما با شركت نكردن خود در انتخابات، يك راي «نه» و «نمي خواهيم» به كليت نظام مي دهيم. 
-    در اين صورت، با «نه» گفتن به نظام با اين نظام «مرزبندي» مي كنيم و خود را از هر نوع نجاست اين نظام پاك مي كنيم و يك بار ديگر با مردم ستم كشيده ميهن خود عهد و پيمان مي بنديم كه رو در روي اين نظام قرار گرفته و بدنبال سرنگوني اش باشيم
تهديدات ما در انتخابات
وقتي صحبت از تحريم مي كنيم؛ در كليت دو نوع طرز تفكر وجود دارد:
1)-  اگر انتخابات را تحريم مي كنيم؛ پس چرا به تضادهاي دروني اين دو باند جنايتكار نظام در انتخابات اسفند ماه، توجه مي كنيم؟ پس ولش كن، گور باباي انتخابات و صاحب انتخابات، اين انتخابات هيچ ربطي به مردم بدبخت ايران ندارد؛ بگذار هر غلطي مي خواهند؛ بكنند! 
2)- يا گفته مي شود كه چرا تحريم كنيم؛ اين طور كه رفسنجاني و روحاني خيز برداشته اند، شايد در انتهاي مسير، به حذف خامنه اي و ولايت فقيه ختم شده و خلاصه نظام توسط رفسنجاني استحاله شده و تغيير كند! 
در پاسخ به دستگاه اول مي توان گفت؛ اگر فكر كنيم كه شقه و آثار و محصولات آن در درون رژيم هيچ بهايي ندارد و با آن مثل اين برخورد كنيم كه گويا هيچ است و چيزي واقع نشده و وجود ندارد، دچار يك اشتباه و به نوعي يك چپ نمايي شده ايم؛ چرا كه بديهي است شكاف و شقه در بالاي اين نظام محصول فشار از پايين است، اين ميزان شدت و حدت تضادها در راس نظام، و اين همه تضادهاي لاينحلي كه در پروسه انتخابات سرباز كرده است؛ نشانه وضعيت نظامي است كه به آخر خط رسيده است؛ بنابراين مطلقا نبايد نسبت به آن بي خيال باشيم؛ اين محصول رزم 37ساله مردم و مقاومت ايران و خونبهايي بسيار سنگيني است كه مردم و فرزندان و قهرمانان پيشتاز آنها طي اين سالها پرداخته‌اند و الان كه دشمن در ضعيف ترين نقطه خود قرار گرفته است و به دليل تضادهاي دروني‌اش خونريزي شديدي دارد؛ ول كردن دشمن يك برخورد غير مسئولانه است. به عبارتي ديگر اين ملت در رينگ بوكس 37 ساله با اين نظام زده و خورده است و الان در روند‌هاي آخر اين مسابقه، وقتي دشمن در حال تلوتلو خوردن است كه نبايد «ولش» كرد؛ بلعكس، بايد آماده بود و با تمام توان و نيرويي كه در مشت‌هاي گره كرده اين ملت زخمي و ستمكشيده وجود دارد، بي محابا بر سر و روي او كوفت و او را بر زمين زد. 
-   در منتهي اليه راست، دستگاه دوم  قرار دارد . اين دستگاه فكر مي كند كه اين نظام امكان اصلاح شدن دارد يا اميد مي بندد كه از رفسنجاني و روحاني آبي براي اين ملت گرم شود. خير!! هرگز از رفسنجاني و روحاني و همپالگي هايشان، آبي براي مردم گرم نخواهد شد؛ همانطور كه ميزان اعدام‌ها و سركوب در زمان روحاني بسا بالاتر از دوران احمدي نژاد بود, درصد گرسنگي و فقر و بيكاري نسبت به قبل بسا بالاتر رفت، و. . . , كساني كه چشم به تغييرات در درون اين حاكميت دوخته اند؛ نظام را در نهايت توانمند و ماندگار مي بييند، يا مقاومت و ملت ايران را ضعيف و  ناتوان و توسري خورده و بدبخت تصور مي كنند؛ لذا اين گونه افراد بي آنكه خود متوجه باشند، ديگر به قيام و قيام آفرينان نمي انديشند. از تعميق و راديكال شدن قيام ميترسند. به رفسنجاني و روحاني و امثال او پر بها ميدهند و به همين خاطر اگر آنها در برابر خامنه اي كرنش كنند، جا بزنند؛ دست بوس آقا بشوند؛ دلسرد و گيج و گم ميشوند. اين افراد گمان ميكنند كه تهديد، قيام و شلوغ كاري بيش از حد اقشار و مردم ستمكشيده است لذا در هر جمعي و اعتراضي و خيزشي نقش «ترمز» را بازي مي كنند. اين افراد بي آنكه خود بفهمند، در وادي «بي هزينگي» مي افتند و انتظار پيروزي سهل و سريع و ارزان را دارند. گمان ميكنند كه با ممانعت از شدت قيام و مهار كردن آن، خامنه اي و نيروهاي سركوبگر در برابر رفسنجاني و روحاني عقب مي نشينند گوئيا كه ولي فقيه مغز خر خورده و به فضاي باز سياسي و حقوق بشر و. . . تن ميدهد و در يك صبح رويايي «هژموني» و «ولايت» را در يك سيني طلايي به رفسنجاني مي دهد و تاج ولايت را بر سر رفسنجاني مي گذارد! اين افراد؛ اين حقيقت ساده را نميدانند كه خامنه اي اهل كوتاه آمدن و عقب نشيني از ولايت نيست؛ همانگونه كه گفت: «هر گونه عقب نشيني. . . زنجيرة تمام نشدني از فشارها و عقب نشينيهاي ديگر را به دنبال خواهد داشت»
نتيجه
-   اين انتخابات به دليل اينكه تماما در خدمت حفظ نظام قرار دارد، بايد تحريم شود. 
-   حضور هر يك نفر در صحنه راي گيري حال تحت هر عنوان و توجيهي كه باشد؛  يك امتياز به سود نظام است و نظام آخوندي از آن به عنون يك راي مثبت به خودش و به مثابه يك راي «آري» سوء استفاده مي كند و آن را به مثابه عامل مشروعيت نظامش تبليغ مي كند.
-   با توجه به اينكه نظام‌ آش و لاش و در بن بست است، و چنين بن بستي درنظام نتيجه تضادهاي پايين جامعه و اعتراضات و خيزش‌هاي اجتماعي است كه در بالا ريخته است؛ حالا روز روزش است كه ضربه آخر را فرود بياوريم. 
-   بنابراين يك فرصت بي نظير، يعني يك فرصت تاريخي در پيش روست؛ مي توان با آتش زدن صندوق ها، به هم ريختن حوزههاي راي گيري،  برپايي تظاهرات و ... آن را به همان سمت دلخواه و نه آن سمتي كه اين يا آن باند مي خواهند؛ سوق داد. 
پيروز باشيد

كانال تلگرام كمپين ”براي آزادي ايران
https://telegram.me/for_free_iran

0 comments:

Post a Comment